بعد از یه مدت طولانی که صدای همه در آمده بود تا من اپ کنم
امروز اومدم تا مطلب جدیدی رو بذارم
که مربوط به امروز(دوم مرداد )میباشد امروز تولد منه و یه سال به
عمر من اضافه شد
از همتون ممنونم موفق باشید
تولدم مبارک
خودم به خودم
تبریک میگم اخه همیشه روز تولدم احساس خاصی داشتم
و امروز هم یکی از بهترین تولدهای من بود چرا که به من خیلی خوش
گذشت ![]()

ار همه کسانی که بهم امروز رو تبریک گفتن متشکرم ![]()
امروز تولد یکی از دوستان وبلاگ من فرشته خانم (دنیای یک فرشته)
هم هست تولد ایشون رو هم تبریک میگم![]()
اینم شعری که یار و دوست عزیزم به من گفتن:
چو گل سراپا نشاط و شوری تولدت مبارک، تولدت مبارک
بهار عشقی، پر از سروری تولدت مبارک، تولدت مبارک
از هر خزان و بلایی به دوری تولدت مبارک، تولدت مبارک
گل و سنبل من لاله و آلاله من تولدت مبارک، تولدت مبارک
گل یاسی ای رخ نوساله من تولدت مبارک، تولدت مبارک
گل گلدان من، تویی جان من تولدت مبارک، تولدت مبارک
غنچه بهارم، سرو خرامان من تولدت مبارک، تولدت مبارک
موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 12:10 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
چه راحت یکسال گذشت
مثل بقیه سالها با یه تفاوت
اینجا رو داشتن!!!
یکسال ازتولد وبلاگم میگذره یکسال پراز خاطره و تجربه
اولین تولد وبلاگمه که همزمان با تولد مامان عزیزم هم هست![]()
پس اول این روز رو به مادرم تبریک میگم بعد میرم سراغ وبلاگ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مادرم تولدت مبارک![]()
آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی
، من صید عشق تو گشتم و در دام عاشقی به جای دست
و پا زدن آرام به صدای قلبم گوش دادم .
و ضربان قلبم از یکنواخت زدن نجات داد و تو در وجو
در من جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی
پیدا کردی و بر بلندای خانه قلبم نشستی ومن همچون سربازی
سر به سجده ی عشق تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم .![]()
ا ی مهربانم ! آغوش گرمت سردی تن رنجورم را خنثی می کند
و هنگامی که با عشق بر صورتم دست می کشی و با برق نگاهت
دلم را ناز می کنی من عطش عشق تو را در درونم دو چندان می بینم
و شوق دیدارت مرا امید زنده بودن می دهد و من آسوده
، که در این دنیای بزرگ قلبی به یاد من در جسمی پر از عاطفه می تپد . ![]()
ای تکیه گاه آرامش بخش ! دوست دارم سر بر پنجره قلبت کوبم
و تو با مهربانی در به رویم باز و عشق مرا پذیرا باشی
. دوست دارم دست در آستانت و سر
، نازنین مادر ! من هر کجا باشم فقط گرم به شانه ات نهم تا لذت عاشقی را حس کنم
آغوش تو را خواهانم مادر جان تولد زیبایت را از
.صمیم قلب تبریک میگویم![]()
![]()
![]()
![]()
حالا وبلاگ![]()
تولد وبلاگمه مبارک مبارک ...دست دست دست
دست رقص رقص ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو ی این یک سال سعی کردم مطالب خوبی رو بذارم![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
از همه دوستانی که لطف داشتند و به این وبلاگ آمدند
تشکر می کنم و برای همه عزیزان آرزوی خوشبختی دارم.
امیدوارم تا بتونم ادامه بدم![]()
![]()
![]()
![]()
موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 10:58 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
گل نازدار
سود گرت هست گرانی مکن
خیره سری با دل و جانی مکن
آن گل صحرا به غمزه شکفت
صورت خود در بن خاری نهفت
صبح همی باخت به مهرش نظر
ابر همی ریخت به پایش گهر
باد ندانسته همی با شتاب
ناله زدی تا که براید ز خواب
شیفته پروانه بر او می پرید
دوستیش ز دل و جان می خرید
بلبل آشفته پی روی وی
راهی همی جست ز هر سوی وی
وان گل خودخواه خود آراسته
با همه ی حسن به پیراسته
زان همه دل بسته ی خاطر پریش
هیچ ندیدی به جز از رنگ خویش
شیفتگانش ز برون در فغان
او شده سرگرم خود اندر نهان
جای خود از ناز بفرسوده بود
لیک بسی بیره و بیهوده بود
فر و برازندگی گل تمام
بود به رخساره ی خوبش جرام
نقش به از آن رخ برتافته
سنگ به از گوهرنایافته
گل که چنین سنگدلی برگزید
عاقبت از کار ندانی چه دید
سودنکرده ز جوانی خویش
خسته ز سودای نهانی خویش
آن همه رونق به شبی در شکست
تلخی ایان به جایش نشست
از بن آن خار که بودش مقر
خوب چو پژمرد برآورد سر
دید بسی شیفته ی نغمه خوان
رقص کنان رهسپر و شادمان
از بر وی یکسره رفتند شاد
راست بماننده ی آن تندباد
خاطر گل ز آتش حسرت بسوخت
ز آن که یکی دیده بدو برندوخت
هر که چو گل جانب دل ها شکست
چون که بپژمرد به غم برنشست
دست بزد از سر حسرت به دست
کانچه به کف داشت ز کف داده است
چون گل خودبین ز سر بیهشی
دوست مدار این همه عاشق کشی
یک نفس از خویشتن آزاد باش
خاطری آور به کف و شاد باش
نیما یوشیج![]()
دوستان عزیز میتوانید به سایت جدید من هم سری بزنید خوشحال میشم با تشکر
یا حق![]()
موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 21:59 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
:اين شعرو به تمامه عاشقان تقديم ميكنم
بيا از اين افكارسوءو پريشان ,جدا كن مرا
بيا دوباره همچو گندم تشنه به باران
در دشتي پر از نرگس وشقايق,رها كن مرا
چو بداني از ان توست زندگي من
براي دو جشم خمار و زيبايت ,فدا كن مرا
جه رنج و درد مى كشم گر تو نباشي اينجا
به كنارم بيا و با غزلي شرين ,روا كن مرا

موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:5 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
| ||
|
نوروز، جشن آغاز سال، امروزه در ايران و کشورهای ديگر «جهان ايرانی» به عنوان مهمترين جشن سال، اهميت خاصی دارد. هرچند که در طول تاريخ ايران، جشنهای مهرگان، سده، آبانگان، يلدا، و جشنها و مراسم ديگر ملی، هميشه با شکوه خاصی جشن گرفته می شدند و حتی در بعضی موارد، اهميت آنها از نوروز نيز بيشتر بوده، اما جشن نوروز تنها نمونه اين جشنهای ملی است که همواره اهميت خود را حفظ کرده و در برابر اقداماتی که برای محدود کردن آن صورت گرفته، هميشه ايستاده است. |
موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 1:53 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
وقتی از ارتفاع می افتی از تو آغاز می شود باران
مطمئن نیستم که این تصویر با خودش حرف می زند یا من
پس نگو بی دلیل افتاده عکس چشمی مذاب در فنجان
قهرمان نیستم ، قوی هم نه ، اتفاقی نبود چشمانت
هر چه بود از تو بود ومن تنها گوشه ای کرده بودمت پنهان
چهار دیوار ایستاده به من خیره خیره نگاه می دزدند
در محیطی که انتظار مرا می کشاند به سمت این زندان
جای دستت عجیب خالی است توی این روزهای خیره سری
من هنوز عاشقانه منتظرم ، پس تو هم با من عاشقانه بمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تواز کدام لغت گریه می کنی درمن
که ادعای مرا می پراکنی حتماً
تو مرد آینه دار نجیب سیب بدست
و من بزرگترین انتخاب تو، یک زن
نه سرد مثل زمستان نه گرم مثل دلت
شبیه نقطه ی عطفی برای من اصلاً
درختها که تو را دیده اند فهمیدند
که دیده اند تو را چند لحظه ای قبلاً
دوباره فصل تو و بادهای باران خیز
و حرفهای بهاری که چشمتان روشن !
تو با من حرف بزن تا بهار من برسد
بگو چت است عزیزم و با من حرف بزن
موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 21:51 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
دشمن بسيار دارد در کمين
داغ هم به دل دارد هم بر جبين
بوده نامش از قديم ايران زمين
يادگار پاک قوم آرياست
بچه ها از هر گروه و هر نژاد
دست اندر دست هم بايست داد
مام ميهن عاشق صلح و صفاست
بچه ها اين خانه اجدادي است
گشته ويران تشنه آبادي است
خسته از شلاق استبدادي است
مرحم دردش کمي آزادي است
بچه ها اين کار فرداي شماست
موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 22:37 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
از شاخه اگر نچینمت می میرم
ای عادت چشم های بی حوصله ام
یک روز اگر نبینمت می میرم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تقدیم به آنکه دارمش دوست
تقدیم به آن که قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بر کند پوست
جدا هرگز نگردد یادم از دوست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد
مرغ امید من از شدت غم می میرد
دل به رویای خوش خاطره ها می بندم
باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است
قدر یک شب هم شده از آن پرستاری کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
آن قدر در کشتی عشقت نشینم روز و شب
یا به عشقم می رسم، یا غرق دریا می شوم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
روزی که دلم پیش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است آن که گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینجا آسمان ابریست
آنجا را نمی دانم
اینجا شده پاییز
آنجا را نمی دانم
اینجا فقط رنگ است
آنجا را نمی دانم
اینجا دلی تنگ است
آنجا را نمی دانم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زرداست که لبریزحقایق شده است
تلخ است که با باد موافق شده است
عاشق نشدی و گر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سؤال می کند به خاطر چه زنده ای؟
و من برا ی زندگی، تو را بهانه می کنم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت
هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت
چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 21:45 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
به نظر شما عشق چیست؟
جواب دادن به این سوال مشکل نیست؟
حداقل برای نسل امروز ,نسل جوانی که هنوز تفاوت عشق رو با هوس های زودگذر
نمیدونن
جوون هایی که تا یکی رو میبینن که از نظر ظاهری قشنگه و میتونن یه مدت باهاش
خوش باشن بهش پیشنهاد دوستی میدن و میخوان باهاش رابطه برقرار کنن (اونم
رابطه ای که ممکنه سبب به فساد کشیدن طرفین شه)
شاید توی این وبلاگ که یه وبلاگ عاشقونه و پاکه گفتن این حرفها زیاد خوشایند
نباشه اما اینا حقیقته جامعه ای که داریم توش زندگی میکنیم
توی این جامعه که ما داریم زندگی میکنیم کمتر کسی معنی واقعی عشق رو میفهمه
همه عشق رو توی یه دل بستگی زود گذر میبینن که معلوم نیست این دلبستگی
همزمان برای چند نفره و با چند نفر رابطه دارن عشق واقعی فقط برای بودن با یه
نفره همین و بس!
وقتی از اینایی که ادعای عاشقیشون میشه میپرسی عشق یعنی چی؟میگن عشق یعنی
یه نفر رو دوست داشتن,اونو خواستن,با اون موندن و...
آره اینها همه درسته اما به شرطی که اینها حنبه عمل داشته باشه نه فقط حرف و
حرف و حرف....
همه ما ادم ها با عشق دنیا میایم ,عشقی که بین پدر و مادر های ما بوده وسبب این شده
که ما رو برای قشنگتر کردن زندگی شون با این دنیا اشنا کنن و ما رو به دنیا بیارن
ما همگی فرزند عشق هستیم
پس باید قدر زندگی مون رو بدونیم
به کسی عشق بورزیم که ما رو فقط برای خودمون بخواد با اونی که باهاش خوشبختی
رو احساس کنیم.به کسی که اونو از ته قلبمون دوستش داریم و بهش اعتماد داریم ,به
کسی که اگه یک ساعت ازش دور یاشیم دلمون براش تنگ شه و دلمو ن بخواد پیشش
باشیم,با کسی که اینده خودمونو توی اون ببینیم و با کسی که من و تو رو تبدیل کنه به
ما
در دست سپیده نامه عشق تویی
هنگام نماز اقامه عشق تویی
با بغض شکسته بی ریا میگویم
ای زخم شناسنامه ی عشق تویی
امروزه با اومدن دستگاه های مختلفی مانند ماهواره جوون های ما به سمت فرهنگ
غربی ,نوع لباس پوشیدن غربی ها,نوع اداب و رسومشون ,طرز تفکرشون و ...
گرایش بیشتری پیدا میکنند.
یه دختر وقتی مبینه فلان خواننده زن با این لباس های به اصطاح قشنگ داره یه
شعری رو میخونه که اول و اخرش معلوم نیست و این همه طرفدار داره سعی میکنن
تمام رفتار و تیپ و قیافشون رو از اونا تقلید کنن و به قول خودشون خوش تیپ شن
دیشب رفته بودم تولد یکی از دوستام کاش نرفته بودم!توی این تولد که سعی کرده
بودن محیط شادی رو واسه خودشون ایجاد کنن چیزی جز گناه وحود نداشت توی این
جشن همه بچه ها سعی کرده بودن لباساشون از اون یکی تنگ تر باشه و بیشتر
خودشون رو به نمایش بذارن بچه هایی که دعوت شده بودن این قدر که این تولد
براشون مهم بود و از صبح توی ارایشکاه ها بودن و شب تا دیر وقت توی بازارها
اون دختر که تولدش بود براش مهم نبود و یه لباس ساده و تمیز پوشیده بود
اینا رو گفتم که بگم مسئله چشم و هم چشمی ها زیاد شده همه میخوان یه کاری کنن که
از رفیقشون که حالا واسشون مثل یه رقیبه پیشی بگیرند اما اینا نمیدونن که با این کارا
داره خودشونو خراب میکنن و خشم خدا رو برانگیخته میکنن نمیدونن حیف....
موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 22:38 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
بعد از یه مدت اومدم اپ کنم
وبلاگمو هک کرده بودن![]()
پس که ندادن![]()
اما مثل اینکه بلاگفا حذف کرده بود و من از اول میخوام ادامه بدم
خیلی بد شد
اما اشکال نداره
خدا بزرگه خودش مثل همیشه کمکم میکنه![]()
خدا جون ممنونم واسه اینکه تا الان هر چی خواستم و
خودت میدونستی به صلاحم بوده براورده کردی
فعلا یاحق![]()
![]()
موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 22:24 توسط ۩ ۩ ●•▪·˙·..نازنیــــــــن..·˙·▪•● ۩ ۩ |
شگفت انگيز دست يابيد![]()
اغلب افـراد مـجرد در آرزوي داشـتـن يــك رابطه فوق العاده مي بـاشد. امـا تـعـداد معدودي از آنان
محقق شدن چنين رابـطـه اي را بـاور دارنـــد![]()
. براي مجردها حتي ملاقات با يك فـــرد جذاب، سـازگار و دلخـواه يـك امـر نـاممـكن قـلـمــداد
ميــگردد. اين بسيار حائز اهميت است كه شما به اين امرايـمان داشـتـه بـاشـيـد كـه
آشــنايي با يك فرد مناسب وتشـكيل يك رابطه دراز مدت و حتي مادام العمر براي شما
نيز امكان پذير است. به خاطر داشته باشيد كه باور و ايمان نيمي از پيروزي در هر كاري ميباشد.![]()
**-فرد مناسب حال خود را تعريف كنيد ![]()
![]()